Home
اصل و نسب طایفه دنبلی
تاریخ برمکیان
مشاهیر دنبلی
آثار بجا مانده
دانشمندان و شعراء
گالری عکس
تماس با ما
جستجو

 

 

 

امیر جعفرشمس الملک دنبلی

 

امیرجعفر فرزند امیر عیسی میباشد که از طرف خلیفه ملقب به شمس الملک گردید. بابامردوخ روحانی در کتاب مشاهیر کرد شمس الملک را نخستین امیر از دنابله میداند که شهر خوی را مرکز حکومت خود قرار داده همچنین بنا به نوشته تاریخ اخشیدی پانزده نفر از اولاد او حکمرانی داشته اند. شمس الملک تمامی کردستان و دیاربکر و ارمن وآذربایجان را تا شام متصرف بود. مامنش قلعه دنبل و مسکنش در قلعه پرد که از آثار جدش ملک جعفر است بوده(فرزندان ملک جعفر به سلاطین پردیان نیز معروفند که منسوب به قلعه پرد میباشد). تاریخ الفی ترکی مینویسد امیرجعفر، محمد بن داود سلجوقی و پسرش طغرل را شکست سختی داده آنها را منقرض کرد و تمامی خزاینی را که سلجوقیان از غزنویان گرفته و به آذربایجان آورده بودند تصاحب نمود. این خزائن بمدت حدود 250 سال دست نخورده باقی بود تا اینکه شاه منصور پسر امیر بهلول که از اعقاب شمس الملک می باشد در زمان حکومت خود در اواخر قرن هشتم هجری قلعه سنجا از بناهای کیقباد را تعمیر کرده و خزائن را به آن محل انتقال داد. شمس الملک در سال 522 قمری قلعه ارجیش را فتح کرد و در همان سال قلعه روصه را بنا نهاد. به نوشته مرحوم تربیت در کتاب دانشمندان آذربایجان، خاقانی که از مشاهیر دانشمندان آذربایجان و ایران می باشد معاصر شمس الملک بوده و در نزد سلاطین شیروان و اتابکان آذربایجان و خوارزمشاهیان و سلجوقیان مورد احترام و مداح آنها بوده و چندین بار از طرف سلاطین شیروان برسم رسالت خدمت شمس الملک رسیده و چند قصیده در حق امیر شمس الملک و نسب سلسله و عقیده و طریقه آبا و اجداد او به نظم درآورده قصیده مزبور یکی از آنهاست که در تعریف آن قصیده چنین گفته است:

این قصیده زجمع سبعیات               ثامن است از غرائب اشعار

از در کعبه گر درآویزند                     کعبه در من فشاندی ایثار

زد قفا نیک را قفائی نیک                 و امرء القیس را فکند ازکار

به نوشته تربیت خاقانی مداح سلاطین شروان و اتابکان آذربایجان بوده با اکثر امرا و وزرا و بزرگان معاصر خود در ارتباط بوده است. به این ترتیب مدح شمس الملک از طرف خاقانی که موقعیت اجتماعی و حکومتی بالاتر از سلاطین شروان و اتابکان یا حداقل موقعیت برابر با آنان داشته دور از ذهن نیست خصوصا که به نوشته تربیت، خاقانی چندین بار از طرف سلاطین شروان برسم رسالت خدمت شمس الملک رسیده است. ریاحی در انکار بدون دلیل منطقی این موضوع با در نظر گرفتن سایر بحثهای مطرح در مورد نسب خاندان دنبلی که در کتاب خود بیان نموده و در جای خود به تک تک آن موارد توسط  نگارنده جواب داده شده هدفی جز تحریف تاریخ طایفه دنبلی ندارد .

برخی منابع تاریخی سال درگذشت شمس الملک را 539 خورشیدی(555 هجری) ذکر نموده اند. ولی به نوشته تاریخ الفی ترکی تاریخ فوت ایشان 576 قمری است. با توجه به اینکه ملک طاهر فرزند وی در سن 114 سالگی و در سال 676 قمری درگذشته است به نظر میرسدسال وفات ایشان 576 صحیح باشد . امیرجعفر شصت و پنج سال عمر و چهل و نه سال حکومت کرد. ملک طاهر ملقب به امیربیگ و سعادت از فرزندان وی میباشند. خاندانهای کرد شمس کانلو نیز به وی منسوبند.همچنین شمس الدین احمد دانشمند بزرگ جهان اسلام در قرن هفتم هجری و پسرش شهاب الدین محمد از اعقاب ایشان میباشند. پسرش ملک طاهر ضیا در تاریخ وفاتش چنین گفته :

بسال پانصدو هفتادو شش مه شوال                    قضا به مصحف دوران چوبنگریست بفال

بنام خسرو ایران امیرجعفر کرد                            برآمد آیه «والشمس کورت» در حال

به نوشته تاریخ الفی (جامع ترین و کاملترین تاریخ عمومی کشورهای اسلامی ) دو مناره شمس و باغات مسماة باسم شمس الملک باقی که وقف برآن مقبره است. تاریخ اخشیدی نیز برجهای شمس خوی را از آثار شمس الملک دنبلی میداند.

مرحوم محمد علی خان تربیت در کتاب دانشمندان آذربایجان بخشی از قصیده رائیه خاقانی را به مطلع «الصبوح الصبوح کامدکار»  در مدح شمس الملک دنبلی دانسته و ساختمان برجهای شمس خوی را به او نسبت داده است .امیرکبیر محمودخان دنبلی (خاور) نیز در تذکره الدنابله و همچنین مورخین متعدد دیگری، ساخت این برجها را مریوط به شمس الملک دنبلی و آرامگاه وی را در مقبره بزرگی در پائین مناره شمس می دانند. سایر منابع نیز نظر مشابه دارند.

اخیرا" بحثی راجع به مناره شمس خوی و مزار شمس تبریزی آغاز گردیده مبنی بر اینکه محل منار مزار شمس تبریزی است و سازنده بنا را شاه اسماعیل صفوی عنوان می کنند. پیرو این مباحث کاوشهائی نیز از طرف سازمانهای مسئول در محل انجام گردید و در نتیجه همین کاوشها آثار آرامگاههای متعددی مربوط به دوره های مختلف تاریخی بدست آمد ولی کاوشها ادامه پیدا نکرد که در آن صورت بطور یقین اجساد دیگری نیز یافت میشد نتیجه حاصله بیانگر این است که محل مورد نظر مقبره و مکان مقدسی بوده یادآور میشوم شاه اسماعیل در قرن دهم میزسته شمس تبریزی در قرن هفتم و شمس الملک در قرن ششم اگر بپذیریم که محل مزار شمس تبریزی همان محل منار شمس است پس میتوان نتیجه گرفت محل منار قبل از شاه اسماعیل قداست خود را داشته و عامل این قداست در میان مردم قطعا" وجود منارهای سه گانه و آرامگاه شمس الملک بوده است. این خود دلیلی است بر اینکه سازنده برجها شاه اسماعیل نبوده دلیل دیگر اینکه شاه اسماعیل از شخصیتهای متمایز تاریخ ایران میباشد و تمامی اعمال و رفتار او در منابع تاریخی دوره صفویه ثبت شده و محققین متعددی هم در مورد او سخن گفته اند ولی در هیچ کتاب یا نوشته ای نامی از برجهای سه گانه خوی نیامده است این در حالی است که کارهای بمراتب کم ارزشتر وی در مقایسه با منارهای شمس بزرگنمائی و ثبت گردیده. دلیل سوم اینکه کلیه منابع معتبر تاریخی ساخت این منارها را به امیر جعفرشمس الملک نسبت میدهند. دلیل چهارم، وجود باغ و امارت شمس دنبلی در کنار برجها و ساخت مسجد امیر بیگ در کنار باغ شمس توسط پسرش امیربیگ خود نشاندهنده این است که برجهای مذکور ارتباطی با باغ و امارت شمس دنبلی داشته و زمینهای آن منطقه تماما" متعلق به شمس و بازماندگانش بوده. دلیل دیگری که میتوان برای این مهم بیان کرد این است کسانی که شاه اسماعیل را سازنده برج مینامند هیچ منبعی برای تائید ادعای خود ندارند و تنها به نوشته یک بازرگان ونیزی اکتفا میکنند که آن محل را باغشاه نامیده است که آنهم قابل استناد نیست زیرا معلوم نیست منظور از آن باغ کدام شاه  است.

بنا به دلایل فوق میتوان گفت سازنده برجها همانطوریکه در منابع هم قید گردیده شمس الملک میباشد و این خود منافاتی با وجود مزار شمس تبریزی در آن محل ندارد زیرا در زمان مرگ شمس تبریزی آن محل مورد احترام مردم بوده و شمس تبریزی نیز همانند سایر مردگان در آن محل دفن شده است.

به اعتقاد آقای مهدی خان آقاسی در کتاب تاریخ خوی اساس عمارت شمس تبریزی از پادشاهان آق قویونلو و قره قویونلو  بوده که فصل زمستان را در خوی نشیمن داشتند بعداز ایشان شاه اسماعیل آنرا مقر زمستانی خود قرار داده است ولی برجها را به دستور وی در مدخل کاخ بنا کرده اند.و قید این جمله « اطراف او را باغشاه گویند» در سفر نامه ی یک تاجر گمنام اروپائی را که ساختمان شمس خوی را به شاه اسماعیل نسبت میدهد موید نظر شان در باره انتساب برجهای مزبور به شاه اسماعیل میباشد زیرا معلوم میدارد که بنای مزبور زمانی شاه نشین و یا از طرف شاهی ساختمان گردیده است. نامبرده در پاورقی کتاب خودقید مینماید شاه اسماعیل به ساختن اینگونه منارها علاقه داشته و بعد از هر شکارجرگه ای امر به ساختن نظایر آن می نمود .

آقای ریاحی در کتاب خود بنام تاریخ خوی معتقدند برج شمس خوی، آرامگاه شمس تبریزی شاعر و عارف بزرگ ایران می باشد.به نوشته وی در مجمل فصیحی که در سال 820 خورشیدی(  845 قمری )تالیف گردیده (ضمن حوادث سالهای 672و 698 قمری) ذکر شده که شمس الدین تبریزی در خوی مدفون است. بعد از آن در تذکره دولتشاه از سفر مولانا به تبریز در جستجوی شمس سخنی در میان است.

 استاد بدیع الزمان فروزانفر در کتاب زند گی مولانا نوشته است که : « در مجمل فصیح خوافی آمده که او (شمس) در خوی مدفون است و هم اکنون محلی در خوی است که مردم این شهر آن را مدفن شمس تبریز می دانند و اهل تبریز هم قبر او را در تبریز نشان می دهند و هیچ یک ازاین روایات مستند به دلیلی که مقنع باشد نیست».
( فروزانفر، بدیع الزمان زندگی مولانا جلال محمد بلخی مشهور به مولوی. تهران : انتشارات زوار. چ ٦. ١٣٨٢خورشیدی. ص ٢٠٨).
همانطوریکه میدانیم مردم عقیده دارند، سازنده برج این منار را به منظور نمایش توانایی خود در شکار بنا نموده است زیرا که سر تا پای سطح خارجی آن را به جای خشت کاشی، توسط شاخهای آهو پوشانده است. مردم بدین باورند که ثمره ی شکار او طی یک روز آنقدر زیاد بود که از مخلوط کله های آنها با خشت این منار را با دو مناره ی دیگر که اکنون ویران شده اند، آباد نموده و توسط شاخ های آنها سطح بیرونی منارها را پوشانده است. با آنکه مردم این برج را مناره ی شمس می خوانند، هیچگونه دلیلی مبنی بر ارتباط نام آن برج به شمس تبریزی  نمی توان یافت . عمارت مسکونی و باغ شمس الملک دنبلی در کنار این مناره به وضوح  می رساند که این بنا نیز با وی ارتباطی داشته است. .

قدر مسلم اینکه اگر هم فرض بر این باشد که مزار شمس تبریزی در آن محل واقع باشد باید پذیرفت  سازنده برجهای سه گانه، شمس تبریزی نبوده و اساسا" چنین امکانی برایش فراهم نبوده است. زمان ساخت برجها قبل از دوره شمس تبریز بوده، ماجرای مولوی و شمس در کنار این منار هم که بین مردم نقل می شود خود موید این نکته می باشد.  در این صورت مورخی که اعتقاد دارد محل مورد بحث مزار شمس تبریزی می باشد بایستی سازنده برجها را معرفی و انگیزه آن را  نیز بیان نماید.مورخین متعددی نیز علاوه بر تبریز ، در کشورهای دیگر مانند ترکیه ، افغانستان و پاکستان همانند آقای ریاحی محلهائی را در کشور خود مزار شمس تبریز معرفی مینمایند.دکتر ریاحی در کتاب خود، منسوب بودن بنای منار شمس به شاه اسماعیل را  در ابتدا رد نموده سپس چون به این سوال که سازنده منار شمس کیست ؟ رسیده ، مجددا نوشته خود را اصلاح می نماید و آنرا به شاه اسماعیل نسبت میدهدو دلیل این تغییر عقیده را با مطرح نمودن نوشته بازرگان ونیزی توجیه می نماید. اتفاقا نظر اول ایشان صحیح تر به نظر میرسد زیرا ساختن چنین منارهائی توسط شاه اسماعیل نمی توانسته از چشم مورخین که تمامی کارهای ریز و درشت وی را درج نموده اند به دور باشد ولی در منابع مختلف دوران صفویه ذکری از منارهای شمس خوی در میان نیست.با توجه به اینکه زمان حیات شمس تبریزی بیش از سیصد سال قبل از شاه اسماعیل بوده آقای ریاحی از یک طرف داستان شمس و مولوی را در کتاب خود می آورد و از طرفی شاه اسماعیل را سازنده بنا معرفی می نماید که این خود پارادکس است. اگر بپذیریم که داستان شمس و مولوی بنا به ادعای آقای ریاحی صحت دارد به این نتیجه میرسیم که برجهای سه گانه شمس قبل از صفویه ساخته شده و اگر بپذیریم که آرامگاه شمس تبریزی در کنار منار شمس خوی می باشد به این نتیجه میرسیم که محل مورد نظر قبل از شاه اسماعیل و شمس تبریزی مکان مقدسی بوده و برجهای سه گانه نیز وجود داشته است در کاوشهای اخیر که در محل صورت گرفت آثار تدفین چندین نفر در دوره های مختلف تاریخی بدست آمد و اگر این کاوشها ادامه پیدا میکرد مطمئنا آثار بیشتری نیز پیدا می شد به این ترتیب با اطمینان میتوان گفت محل برجهای شمس مقبره بوده و اگر آرامگاه شمس تبریزی نیز در همان محل قرار داشته باشد خود بیانگر این است که قبل از حیات شمس مناره ها بوده است. در غیر این صورت دلیلی برای تدفین شمس تبریزی در محل مورد نظر نبوده است. تاریخ درگذشت شمس تبریزی دربرخی منابع تاریخی سال 587 خورشیدی اعلام شده و برخی دیگر ازمورخین، از جمله مرحوم تربیت سال فوت شمس تبریزی را 626 خورشیدی میدانند و تاریخ فوت شمس الملک دنبلی نیز سال 539 خورشیدی می باشد. شاه اسماعیل هم در قرن دهم هجری قمری میزیسته و معاصر سلمان خلیفه دنبلی بوده است . با قرار دادن این دلایل در کنار هم مانند قطعات یک پازل میتوان نتیجه گرفت که سازنده بنا نه شاه اسماعیل، بلکه شمس الملک دنبلی بوده و آن برجها را در محل باغ و عمارت خودش ساخته است.