محمد زمان خان دنبلی

محمدزمان خان دومین فرزند حاج غلامعلی خان و نواده سلمان خان دنبلی فردی  مردمدار و با هوش بود. وی به همراه برادرانش از اعیان طراز اول شهر خوی محسوب میگردید. نام ایشان در لیست اسامی اعیان شهر که در روز دوم آذرماه 1268 خورشیدی( 29 ربیع الاول سال 1307 قمری) درمراسم استقبال از مظفرالدین شاه که درزمان ولیعهدی  به خوی سفر کرده بود شرکت داشتند در سفرنامه وی آمده است. 

در زمان حیات ایشان اوضاع امنیتی کشور و بخصوص منطقه خوی و ماکو و سلماس در نتیجه اغتشاش اکراد مرز نشین از جمله کردهای شکاک، مرزکی و میلان  و همچنین قتل و کشتار ارامنه توسط دولت عثمانی و فرار آنها به سوی مرزهای ایران بسیار نا امن گردیده بود. دولت مرکزی ایران و بطبع آن حاکمان محلی نیز توان برقراری امنیت درمناطق فوق را نداشتند و قطور کانون این اغتشاشات و ناامنی ها بود. برابر گزارشهای تلگرافی عباسعلی خان میرپنج، در ادامه ناآرامیها حاجی حسام الدوله که در آنزمان حکومت خوی را داشت مصمم به تادیب محمدآقا و ایل شکاک گردید و بتاریخ 22 اردیبهشت 1272 خورشیدی اردوی خوی به ریاست عباسقلی خان سیستانی بسوی سلماس و قلعه چهریق حرکت کرد ولی فریب بازیهای سیاسی محمدآقا را خورده نتوانست به ماموریت خود عمل نماید و این خود موجب جسارت بیشتر اکراد گردید. در همان تاریخ حاکم خوی بمنظور برقراری امنیت، محمدرحیم خان سرهنگ نایب الحکومه قطور را از مقام خود عزل و محمدزمان خان را بجای وی منسوب کرد و کدخدایان منطقه قطور همگی به شهر خوی آمده، وی را با تشریفات معمول در رفتن به محل حکمرانی همراهی نمودند.

در بهمن ماه سال 1273 خورشیدی کردهای الند احشام هندوان قطور را غارت نمودند. محمدزمان خان از محمد پاشاخان میرپنج خواست حسن آقا و شیرو الندی را که از بزرگان اکراد الند بودند به حضور او آورد و قراربر استرداد احشام و پرداخت دیه یک نفر از اکراد که در جریان غارت احشام مرده بود نهاده شدو محمدزمان خان هم به آنها خلعت داده راهی نمود.

 در سال 1274 خورشیدی که اکراد تمامی روستاهای خوی و ماکو را تاراج می نمودند. علی خان میرپنج از طرف حاکمیت وقت مامور سرکوب اکراد گردیده به قطور رفت تا با کمک وی ماموریت خود را انجام رساند ولی این ماموریت نیز نتیجه چندانی نداشت. شدت آشوبها و ناآرامی های منطقه موجب گردید با توافق دو کشور ایران و عثمانی در همان سال به جهت حل مسایل مرزی، کمیسیونی از هر طرف تعیین گردد. ریاست کمیسیون ایرانی بعهده میرزا موسی خان سرتیپ اول بود که با همکاری محمدزمان خان حاکم قطور و کمیسیون دولت عثمانی انجام وظیفه میکرد.

در آبانماه سال 1274 خورشیدی دولت عثمانی در پی اغتشاش ارامنه در داخل خاک آن کشور اقدام به کشتار آنان کرد. قضات و علمای سنی مذهب هم قتل و غارت ارامنه را جهاد ملی قرار داده بودند. این موضوع موجب نگرانی ارامنه ساکن قطور گردید. محمدزمان خان برای دلداری آنها به روستای کرنویک که محل زندگی ارامنه بوده رفته وقتی به آن محل رسید ملاحظه نمود تعدادی از اهالی که اثاثیه خود را جمع نموده و قصد مهاجرت به قطور را داشتند در بین راه سواران عثمانی بر سر آنها ریخته و اموالشان را برده اند. وی با نیروی اندکی که به همراه داشت به تعقیب سواران پرداخت ولی به آنها دست نیافت و به جهت تامین امنیت ساکنین روستا تعداد حدود 50 سوار در اطراف آن محل مستقر نمودو خود نیز شب را در آن محل گذراند. فردای آنروز بدستور ایشان اهالی آن روستا به قطور کوچانده شدند. یکروز بعد از آن سیصد نفر از سواران اکراد عثمانی به قطور هجوم آوردندو این در حالی بود که هیچ نیروی نظامی در قطور حضور نداشت . محمدزمان خان با ملازمان خود و عده ای از اهالی قطور در قلعه مستقر گردید و جنگ سختی بین آنها و سواران کرد اتفاق افتاد که منجر به شکست اکراد و فرار آنها شد.بدنبال این واقعه تعدادی سوار جهت تقویت نیروی قطور به آن منطقه اعزام گردیدند دولت عثمانی نیز برای جلوگیری از هرگونه اقدام تلافی جویانه اکراد مرزکی را ملزم به استرداد اموال غارتی ارامنه نمود و شرف بیگ رئیس ایل مرزکی از محمدزمان خان عذرخواهی کرده  و اعلام نمود که افراد ایل من جهالت کرده و به منطقه قطور و روستای کرنویک تعدی کرده اند. چند روز بعد از این واقعه شرف بیگ مرزکی با سواران خود برای مطالبه کشیش ارامنه از محمدزمان خان به قطور آمد و تقاضای ملاقات نمود ولی در این ملاقات نتوانست ویرا به تحویل کشیش مذکور قانع نماید و ناامیدانه مراجعت نمود. کشیش مذکور نیز با نیروی محافظ کافی به خوی اعزام گردید.

بعد از این اتفاقات و در همان سال جاسوسان  محمدزمان خان خبر آوردند که اکراد میلان و مرزکی در تدارک هجوم به روستای وار واقع در یک و نیم فرسنگی شهر خوی و تاراج ارامنه آن روستا هستند .وی نیز این اخبار را  بصورت مکتوب و محرمانه به حکمران خوی گزارش نمود و به حفاظت از آن روستا تاکید کرد. درپی این گزارش بنا به دستور حاکم خوی، حیدرخان امیر تومان با چند دسته سوار و نوروزخان امیرتومان با سواران چاردولی  به  فیرورق رفته و در آن منطقه مستقر شدندتا در صورت حمله اکراد از اهالی روستای وار دفاع نمایند ولی موفق به جلوگیری از مهاجمان نشدند و تمامی مردم آن روستا در حمله اکراد بقتل رسیده و کلیه اموالشان به غارت رفت.

سرهنگ کاساکوفسکی فرمانده نیروهای قزاق  در خاطرات خود به این موضوع اشاره میکند و آنرا به اکراد شکاک نسبت میدهد ولی در گزارشات تلگرافی عباسعلی خان میرپنج، اکراد میلان و مرزکی عاملان قتل عام عنوان گردیده است.

امان الله خان ملقب به ناصرالایاله و معروف به خان ناصر فرزند محمدزمان خان میباشد.