Home
اصل و نسب طایفه دنبلی
تاریخ برمکیان
مشاهیر دنبلی
آثار بجا مانده
دانشمندان و شعراء
گالری عکس
تماس با ما
جستجو

 

 

حاج میرزا عبدالله

 

حاج میرزا عبدالله فرزند حاجی تقی بیگ،از نوادگان کاظم بیگ پسر امیر احمدخان دنبلی بود ، مردی عارف پیشه و صوفی و از منشیان خاصه محمدشاه بود و با نوه دختری فتحعلی شاه بنام نوشابه خانم ازدواج کرده بود .در زمانی که حسن خان سالار در مخالفت با حاجی میرزا آقاسی [1]در خراسان شورش کرده بود در سال 1227 خورشیدی با فرمان شاه به سمت تولیت آستان قدس رضوی در مشهد تعیین گردید .زمانی که حمزه میرزا حشمت الدوله به منظور سرکوبی حسن خان سالار به سرخس رفته بود در شب سوم شهریورماه 1227 خ. در اعتراض به غارتگری سربازان حمزه میرزا وبه تحریک انگلیسیها شورشی در مشهد آغاز شد. شورشیان به خانه حاجی میرزا عبدالله ریخته ضمن غارت اموال منزلش، وی را به مسجد گوهرشاد کشانده و با گلوله ای بقتل رساندند. فاصله زمانی ورود او به مشهد و کشته شدن به دست شورشیان 6 ماه بوده است.

رضاقلی خان هدایت در روضه الصفا می نویسد:«حاجی میرزا عبدالله خوئی دبیری امین نیکخوی و مردی صدیق و راستگوی و از حقایق کار آگاه و رازدار حضرت شاهنشاه سکندرجاه بود، هنگام ماموریت او به منصب بزرگ تولیت سرکار فیض مدار احکام و امثال بسیار به اهالی و امرای خراسان و ارباب مناصب دیوان که متوقف در آن شهر جنت بهر بودند نگاشته آمد و حاجی معزی الیه بعد از ورود به حسن خلق و لطف بیان و گرمی دل و نرمی زبان قلوب اعاظم شهر را در مدت ششماه ایام توقف از پیوستگی و میل به سالار منحرف و زبان حال و قال آنان را به خدمتگزاری دولت ابد مدت معترف ساخت و با عموم علما وفضلا و وجوه اعیان شهر علی اختلاف طبقاتهم رفتاری عادلانه گزید تا خللی فاحش درکار سالارحادث شده عموم خلایق از سوء خاتمه آن جرم عظیم و خطب وخیم اندیشمند شدند حاجی میرزا محمدخان(از مقربان سالار) چون ماهی در شبک در حریم مقدس رضوی گرفتار ماند وسالار منهزما" به سرخس افتاد برادران به پیغام و نامه به یکدیگر ابلاغ کردند و به خیرخواهان خود که خائن دولت بودند اعلام نمودند که درشهر فتنه ای برانگیزند که عامه خلایق را درآن شرکت افتدتا از بیم سیاست نواب والا والی خراسان بایکدیگر اتحاد جویند وراه خلاف پویند و به واسطه ارتکاب بدان مهم خطیر و گناه کبیر متوهم و مخوف شده از توجه به اولیای دولت روگردان شوند لهذا به مواضعه و مشاوره یکدیگر قرار دادند . حسنخان کرد چنارانی که از معاریف اصحاب جلادت و مشاهیر ارباب شجاعت بود در شب عید صیام که هرکس در ذکر فرداست با جماعتی انبوه برسر اسبان توپخانه مبارکه ریخته تمام مراکب را به شمشیر بران پی برند و محمدخان بغایری با گروهی برسر قورخانه شهرتاخته آتش درآن زدند و میرزا بابای گرکچی که درکار تجاردخیل است جماعتی از الواط و اشرار شهر را در زی لباس تجار به مبارکباد عید سعید فطر داخل ارک نماید ، مصطفی قلی خان قراگوزلو را که حافظ ارک است بگیرندو ارک را متصرف شوند و آقابابا بیگ فراشباشی و دیگران با غلبه اشرار وفجار سربازان را قتیل و اسیر سازندو حاجی میرزا عبدالله متولی باشی و ابراهیم سلطان داروغه را گرفته به قتل آورند.آنگاه سالار راآگاه کنند که باطوایف تراکمه و کوکلان و یموت بشهر آمده آنرا تصرف کنند و اسماعیل پسر میرزا حسن، کلانتر مشهد مقدس ازاین مواضعه و شورش استحضاری حاصل کرده و به مصطفی قلی خان قراگوزلو و ابراهیم خان خوئی خبرداد که در اندیشه کارخودباشید چون ارباب شورش اطلاع یافتند که امرای دولتی از مواضعه ایشان خبردار شده اند دست بکار شدند و قبل از رسیدن عیدفطر قیام نمودند و با ازدهامی تمام به منزل حاجی میرزا عبدالله خوئی رفتند و او را سر وپا برهنه بیرون کشیدند. اموال و اثاثیه او راغارت ونزد بیگلربیگی بردند و در مسجد گوهرشاد دست بقتل وی گشادند »

اولاد حاجی میرزا عبدالله بعد از فوت وی، نام خانوادگی شهیدی را به مناسبت شهادت ایشان برای خود انتخاب نموده اند. 

 


1- حاجی میرزاآقاسی پسر میرزا مسلم ایروانی واصالتا" از طایفه بیات ایروان بوده است .وی بعداز مهاجرت پدرش به شهرماکو و درآن شهر متولد شد وبعد از رسیدن به سن بلوغ به شهر خوی مهاجرت نمود وتعلیم وتربیت شاهزادگان قاجار درآن شهر به او سپرده شد که محمدشاه نیز ازآنجمله بود. محمدشاه بعداز اینکه به سلطنت رسید، آقاسی را مدت 14 سال بوزارت تعیین نمود. دوران وزارت او از سیاهترین سالهای تاریخ ایران بشمار میرود.در زمان وزارت وی خوانین ماکو در سطح کشور ازجمله شهرخوی وآذربایجان بحکومت و فرماندهی منصوب شدند و فجایعی که این افراد ببارآوردند خود در بدنامی آقاسی تاثیر زیادی داشت و خشم و نفرت مردم از وی را بهمراه آورد که منجر به بروز قیامهای متعدد در سطح کشورگردید. این شورشها موجب وحشت خوانین ماکو گردید و اکثر آنها بدلیل ترس از مردم، محل حکمرانی خود را ترک نموده وفرار اختیار کردند برخی نیز توسط مردم خشمگین بقتل رسیدند. حاجی میرزا آقاسی نیز به شهرری فرار کرده و درآنجا بست نشست و بعدا" باحمایت سفیر انگلیس نجات یافت.