Home
اصل و نسب طایفه دنبلی
تاریخ برمکیان
مشاهیر دنبلی
آثار بجا مانده
دانشمندان و شعراء
گالری عکس
تماس با ما
جستجو

 

 

عباسعلی خان میرپنج دنبلی

عباسعلی خان فرزند حاج غلامعلی خان و نواده سلمان خان دنبلی در سال 1220 خورشیدی در شهر خوی متولد گردید و از همان دوران کودکی مقدمات علوم رایج زمان خود را در آن شهر فراگرفت و در آغاز جوانی با تشویق عموزادگان خود ابوالقاسم خان و عباسقلی خان که هر دو از شاگردان دوره اول دارالفنون بودند به تهران رفت و وارد دارالفنون گردید و جزو چهار نفری بود که نخستین دوره آموزش الفبای مورس و فنون تلگراف را به پایان رساند. هر چهار نفر با اتمام دوره کارآموزی به استخدام اداره کل تلگراف ممالک محروسه درآمدند.وی بزبان فرانسه نیز تسلط کافی داشت.

لازم به ذکر است تلگراف تقریبا" همزمان با اروپا و امریکا درایران هم دایر گردید و مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفته بسرعت توسعه یافت وبعنوان مهمترین وسیله ارتباطی آن زمان مطرح گردید. تلگرافچیان شهرها موظف بودند بطور مرتب اوضاع شهر خود را به دربار گزارش نمایند و به همین منظور کسانی برای این کار انتخاب میشدند که در میان مردم معتبر و مورد اعتماد دربار باشند. تلگرافچیان در واقع گزارشگر شاه بودندو تمامی گزارشات آنها محرمانه بوده است و موضوع گزارشات، تمامی اتفاقات مهمی بوده که در شهر رخ میداد. این گزارشات حتی عملکرد حاکمان شهرها را نیز شامل میشد. لذا تلگرافچیان همواره از اعتبار و احترام خاصی برخوردار بودند. مجموعه این گزارشات نیز درحال حاضر میتواند سند کاملا" معتبر از اوضاع یک شهر در یک دوره تاریخی باشد. باچنین نگرشی، آقای شهریار ضرغام دنبلی در اقدامی قابل تقدیر مجموعه گزارشات عباسعلی خان میرپنج را که در یک دوره 4 ساله صورت گرفته در قالب یک کتاب جمع آوری و تنظیم نموده که در سال 1369 خورشیدی بچاپ رسیده است. این کتاب که «گزارشهای تلگرافی آخرین سالهای عصرناصرالدین شاه» نام دارد اوضاع شهر خوی، از تاریخ 21 اردیبهشت 1271 تا تاریخ 25 دیماه 1274 خورشیدی را بخوبی ترسیم مینماید. کتاب مذکور توسط خانواده محترم شهیدی برسم امانت در اختیار حقیر قرار گرفت که جای قدردانی دارد.

بنا به نوشته علی اصغرسعیدی، عباسعلی خان بعد از استخدام به شهر سبزوار رفته  و در آن شهر ازدواج نمود.حضور وی در سبزوار مصادف بود با آشوبها در شرق کشور، روزی ناصرالدین شاه بدلیل وخامت اوضاع شخصا" در تلگرافخانه تهران حاضر میشود تا گزارشات را گرفته  دستورات لازم را صادرکند. تلگرافها توسط تلگرافخانه سبزوار مخابره میشده و عباسعلی خان نیز در پشت دستگاه بود. زمان تلگرافها طولانی شده و زمان اذان فرا میرسد. عباسعلی خان با مخابره «نماز   نماز» برای ادای فریضه دست از کار میکشد. از آن طرف بوی میگویند اعلیحضرت در اینجا حضور دارند کارت را ادامه بده . وی در جواب میگوید «درآن صورت وقت نماز میگذرد» شاه که با قطع دستگاه مخابره علت را جویا میشود . مخبرالدوله علت را توضیح میدهد. ناصرالدین شاه که برای افراد مومن احترام قائل بود خطاب به مخبرالدوله میگوید« عمله دولت باید مثل او باشند تشویقش کنید وقتی به سر دستگاه برگشت اول مسرت مارا با خبر حواله پنجاه تومان پاداش به او مخابره کنید.»

عباسعلی خان سپس به کرمان رفته و با همت وی تلگراف در آن ولایت دایر گردید.همچنین در آن شهر بود که اولین فرزند عباسعلی خان بنام محمدقلی متولد گردید که بعدها لقب مبشر حضرت گرفته و وارد تلگرافخانه شد.

عباسعلی خان بعداز اتمام کار تلگراف کرمان، به کرمانشاه رفته و در تلگرافخانه آن شهر مشغول بکار گردید و در سال 1245 خورشیدی به ریاست تلگرافخانه آن شهر نائل گردیدو یکسال بعد رئیس تجارت آن ایالت نیز گردید. وی در سال 1250 خورشیدی جهت نظم و نظام دادن تلگرافخانه های شهرهای خراسان به آن ایالت منتقل گردید.

وی در سال 1252 خورشیدی که ریاست تلگرافخانه شاهرود و بسطام را داشت ، بفرمان ناصرالدین شاه به نشان یاوری نائل گردید و بنا به درخواست تجار شاهرود وبسطام ، ریاست تجارت آن شهرها نیز به وی سپرده شد.عباسعلی خان بعداز اتمام کار تلگرافخانه های خراسان به آذربایجان آمد.

 درسال1261 خورشیدی دستور دستگیری علی آقا شکاک از طرف دربار به حاکم خوی که حاجی سیف الدوله میرزا نام داشت و درمیان درباریان معروف به حاجی عمو  و مورد احترام بود صادر گردید.با این دستور، حاج غلامعلی خان دنبلی و پسرش عباسعلی خان، علی آقا را دستگیرنمودند و حاکم خوی وی را روانه تبریز کرد .وی تا آخر عمر در تبریزبود و مردم خوی و سلماس تا سال1272 خ. که محمدآقا پسر علی آقا شورش کرد بمدت 11 سال در آرامش نسبی بودند. 

عباسعلی خان تا سال 1268 خورشیدی با درجه سرهنگی ریاست تلگرافخانه سلماس را داشت سپس به درجه میرپنجی نائل گردیده و ریاست تلگرافخانه خوی را بعهده گرفت .

در دوران نهضت مشروطیت که عوامل محمدعلی شاه فعالیتهائی را بمنظور مقابله با مشروطیت داشتند میان میرزا علی اصغرخان اتابک اعظم و سردار ماکو که طرفدار استبداد بود تلگرافهائی مبادله میگردید لذا عده ای از مجاهدان شهر به تلگرافخانه رفته و رونوشت تلگراف اتابک را مطالبه مینمایند. عباسعلی خان در مقابل درخواست آنها مقاومت نموده و گفته بود «من موظف به حفظ اسرار دولتی هستم و به حکم وظیفه هیچ تلگرافی را بدست غیر نمیدهم» بدنبال آن یکی از مجاهدین با شلیک گلوله ای وی را از ناحیه شکم مجروح ساخت که با تلاش حاج میرزا هاشم خان دنبلی و میرزا علی خان افتخارالملک پدر دکتر علی نقی افتخار که هردو از پزشکان برجسته شهربودند، گلوله از بدن وی خارج گردید. و عباسعلی خان بعداز طی دوران نقاهت سلامتی خود را بازیافت.

میرپنج فردی متین، بسیار مودب ،معتقد، مردمدار،  وظیفه شناس، مبادی آداب و پاکیزه،  تقوی و ایمان او زبانزد مردم بود. وی نمونه یک مسلمان واقعی بوده ودر روزهای عزاداری مراسمی برگزار میکرد. همچنین بعد از درگذشت حاج غلامعلی خان، وی حمایت کامل مالی از هیئت عزاداران قلندر که یادگار جدش سلمانخان است را بعهده داشت. این هیئت هنوز هم از بزرگترین هیئتهای عزاداری خوی محسوب میگردد. او صدای خوبی هم داشته و هر روز صبح در منزل خود با آواز خوش اذان میخواند.

عباسعلی خان میرپنج درپائیز سال 1305 خورشیدی و در سن 85 سالگی در شهر خوی درگذشت و به همین مناسبت مردم خوی چندین روز در سوگ وی عزاداری نموده و از وی وخدماتش تجلیل نمودند.

میرپنج سه پسر داشت : محمدقلی خان ملقب به مبشرحضرت، حاج غلامعلی خان معروف به حاجی خان و خداداد خان. همچنین دو داماد او به ترتیب قنبرعلی خان ریاحی و عبدالحسین خان معروف به حاج احتشام شهیدی بودند.