Home
اصل و نسب طایفه دنبلی
تاریخ برمکیان
مشاهیر دنبلی
آثار بجا مانده
دانشمندان و شعراء
گالری عکس
تماس با ما
جستجو

 

 

محمود خان دنبلی ملك الشعراء

 

 

 محمود خان دنبلی ملک الشعرا معروف به شریف فرزند محمدحسین خان متخلص به عندليب و نواده فتحعلي خان دنبلی ملک الشعرا فتحعلی شاه متخلص به  صبا ، در سال 1191 خورشیدی در تهران متولد شد.  از آغاز جوانی به تحصیل علم  پرداخته و با آنکه در دربار فتحعلی شاه دارای عزت و احترام بود از اکتساب فضل و هنر باز نماند و هیچگاه مانند بعضی درباریان معاصر خود متمایل به فساد نبوده دامن عفت خود را به هوی و هوس آلوده نساخت ، چنان در تکمیل علوم متنوع و تحصیل هنر و صنایع ظریفه تلاش کرد که در زمان خودش بی همتا بود.
محمود خان در ادب و فقه و تفسیر و عروض و قافیه و شعر و انشاء و تاریخ و محاضرات و ریاضیات و حکمت کاملترین دانشمند عصر خود بود و با آنکه چندان میلی
به شاعری نداشت و گاهی تفناً قصیده و غزالی می‌سرود با این همه دارای قریحه‌یی بلند و عالی بود. ملک الشعراء بهار از وی بعنوان یکی از بزرگان دوره بازگشت ادبی نام برده است.
محمودخان در قصیده سرایی، طرز استادان خراسانی قبل از مغول را تتبع کرده، اشعارش شیوه و لطف خاصی یافت و می توان گفت در میان گویندگان معاصر خود که اغلب شاگردان مکتب بازگشت ادبی بودند، او نزدیکترین سخنور به سبک عنصری و فرخی و منوچهری و معزیست.
محمود خان در دربار ناصرالدین شاه طرف توجه شاه و مورد احترام درباریان و ملک الشعرای دربار بود. قصاید محدود او بیشتر در مدح ناصرالدین شاه و درباریان اوست و بعضی از اشعار او که مجموعاً در حدود 2600 بیت است، متضمن فوائد تاریخی است.
محمود خان علاوه بر دانشمندی و شاعری، در صنایع ظریفه ، هنرهای زیبا و بازی شطرنج تبحر داشت و جزو اساتید خط نسخ و تعلیق و شکسته بود .چنان که  رضا قلی خان هدایت در مجمع الفصحا درباره خط محمودخان چنین می‌نویسد:
«خطوطش از خطوط میرزا صالح و شفیعا واپس نمی‌ماند».
از کاغذ و مقوا و رنگ و چوب ماکتهای ساختمانها را در کمال دقت و ظرافت می ساخت که اینک نمونه‌هایی از آنها در موزه کاخ گلستان محفوظ است. در منبت کاری بر روی چوب و عاج استاد و چند نمونه از کارهایش در تالار سلام کاخ گلستان به دیوار آویخته است.
وی از قطعات بریده تمبرهای ایرانی و خارجی در داخل قابی مدور منظره‌یی از اهرام ثلاثه پدید آورده که اکنون در کاخ گلستان محفوظ است و تنها با دقت فراوان میتوان تشخیص داد که از خرده‌های تمبر ساخته شده است.
در داخل یک بطری بلور از دهانه تنگ آن در یک سوی شیشه منظره دختر گاو چرانی را در جنگل نقاشی کرده و در سوی دیگر مطلبی به خط نستعلیق خوش نوشته که فوق العاده جالب است و در موزه سلطنتی سابق محفوظ است.
محمودخان از سوزن دوزی سر رشته کامل داشته، در مجسمه سازی نیز مبرز بوده است، اما مشخص‌ترین و برجسته‌ترین آثار هنریش نقاشیهای اوست.
ملک الشعرا در نقاشی قدیم و جدید بخصوص در دور نما سازی استادی ماهر بود و با توجه به شیوه‌های نقاشی غربی و شرقی به یقین میتوان گفت که این استاد فصل نوئی در تاریخ نقاشی معاصر ایران باز نموده است.
در سالهایی که مقدمات ایجاد مکاتب مدرن نقاشی در اروپا فراهم میگردید، محمود خان بی خبر از جریانات هنری آن دیار، اثری بوجود آورد که امروزه میتوان آنرا از مدرن‌ترین پرده‌های نقاشی محسوب داشت.
تابلو رنگ روغنی معروف او بنام «استنساخ» که در حوض خانه کاخ گلستان محفوظ است در نمایشگاهی از آثار هنری ایران که به سال 1931 میلادی ( 1309 خورشیدی )در لندن برپا شده بود، موجب حیرت نقاشان مدرن و هنرشناسان گردید، که چطور یک هنرمند ایرانی آنچه را که نقاشان مدرن پس از سالها بررسی و تحقیق بدست آورده اند ، سالها پیش دریافته و بر روی بوم آورده است.
در نمایشگاهی که به سال 1335 خورشیدی بهمت هنرهای زیبای کشور در شهر پاریس در موزه گیمه از آثار هنری ایران تشکیل شده بود، وقتی رئیس مدرسه «هنرهای وابسته به صنعت» شهر پاریس در مقابل تابلو «استنساخ» قرار گرفت بی اختیار گفت: «این کار مدرنترین و جدیدترین اثریست که من تاکنون دیده‌ام» و اظهار داشت این نقاش حتماً از کارهای « دالی» الهام گرفته است ولی وقتی امضاء تاریخ دار تابلو برای آقای رئیس مدرسه ترجمه گردیده و به ایشان توضیح داده شد که محمود خان سالها  قبل از آنکه دالی به شهرت برسد چشم از جهان فرو بسته است در شگفتی و تعجب فوق العاده‌یی فرو رفت.
محمود خان در نقاشی به دو سبک رنگ  روغن و آبرنگ کار کرده و شیوه نقاشیهای آبرنگ او رئالیسمی آمیخته با ریزه کاری و پرداز خاص ایرانی است.
بین اغلب نقاشی های آبرنگ محمود خان، که اصل آنها در موزه کاخ گلستان و کتابخانه سلطنتی سابق محفوظ است و شیوه کار « روسو» نقاش فرانسوی وجه مشابهتی موجود است و تابلو گلاب دره شمیران او که در دست خانواده صباست از لحاظ لطافت ـ رنگ آمیزی و تنظیم منظره، شیوه باربیزون و تابلو « استنساخ » شیوه کار اکسپرسیونست‌ها را بخاطر می‌آورد.
برخی تابلوهای او از نظر آزادی در رنگ گذاری یا استفاده از قلم مو شباهت زیادی به کارهای «پیسارو» و «ونگوگ» پیدا می‌کند، در حالی که در آن زمان هنوز کارهای ونگوگ شهرت لازم را بدست نیاورده بود و محمود خان مطلقا از شیوه کار وی خبری نداشت.
موضوع بسیاری از تابلو های محمود خان باغ‌ها و ساختمانهای سلطنتی و خیابانها و مناظر تهران عهد ناصری است که از این لحاظ علاوه بر جنبه هنری، سندیت تاریخی نیز دارد و گوشه و کنار شهر تهران یکصد سال پیش را نشان می‌دهند.
محمود خان در دربار ناصرالدین شاه علاوه بر مقام ملک الشعرائی، متصدی خدمات مهمی نیز بوده است در آغاز جوانی در زمان محمد شاه وزارت و پیشکاری الله قلی میرزا ایلخانی بروجرد را داشت، و در اوایل سلطنت ناصر الدین شاه سفارت یکی از کشورهای خارجی را به وی پیشنهاد کردند ولی وی نپذیرفت، مدتی عضو مصلحت خانه دولتی و سپس عضو وزارت عدلیه بود و مدتی نیز ریاست روزنامه و مطبوعات دولتی را داشت.
محمودخان با این همه هنرمندی و فضیلت ، مردی بود در نهایت آراستگی و پرهیزگاری و بسیار خوشرو و متواضع و شیرین سخن و بی نهایت فروتن و خوش محضر. چنانکه در مجمع الفصحا درباره خصوصیات اخلاقی او می‌نویسد: «گرد کبر و غرور بر دامان خصالش ننشسته و گرد پندار دعوی نگذاشته، عمّانی بی‌جوش است و خزری بی خروش، کوهی متین است و چرخی آرامیده، آفتابی فیض بخش است و صبحی بر‌دمیده».

محمود خان در سال 1272 خورشیدی در تهران درگذشت. از وی چهار پسر بجای ماند:
میرزا جعفر خان صدر الحکماء که پس از پدر، ملک الشعرا لقب یافت. میرزا علی خان، میرزا مهدی خان، میرزا احمد خان. علی خان در نقاشی از پدرش الهام و تعلیم گرفته بود و آثارش اغلب آبرنگ است و چند قطعه از آنها در کتابخانه سلطنتی سابق موجود بوده است.
اعتماد السلطنه در المآثر و الاثار تألیف 1306 قمری(1268 خورشیدی) نوشته که در آن سالها به فرمان ناصر الدین شاه، محمودخان مشغول تألیف کتابی در تراجم صاحبان القاب آن زمان بوده است ولی ظاهراً موفق با تمام آن نشده و اکنون چیزی از آن به دست نیست.

نمونه ای از آثار محمودخان :

                                                                       

نمونه خط محمودخان                                     ماکت یک بنا                                                  سر در باب همایون 

                                     

     استنساخ                        امامزاده قاسم                              شمس العماره               اهرام ثلاثه ساخته شده از تمبر

 ابیات زیر نمونه ای از سروده های اوست:

    باز از افق هلال محرم شد آشکار
    و از غم نشست بر دل پير و جوان غبار
    چون کشتي شکسته به درياي موج زن
    روي زمين ز غلغله شد باز بي قرار
    پيرايه بخش صبر و رضا حسين
    سرمايه شفاعت روز جزا حسين
    روزي که دست خويش قضا بر قلم نهاد
    بر آل مصطفي ز شهادت رقم نهاد
    بر عترت رسول پس از رحلت رسول
    کرد آنچه کرد آنکه بناي ستم نهاد
    اي کاش دل شدي ز غم او چو بحر خون
    وز ديده قطره قطره به حسرت شدي برون
    از کوفه خيل فتنه گروه از پس گروه
    بر قصه کينه خلف مرتضي رسيد
    از غم رسيد ناله يثرب به کربلا
    چون سوي يثرب اين خبر از کربلا رسيد ...
    آه از دمي که با غم دل شهريار دين
    گفتا به خواهر از ره مهر و وفا حسين
    اي خواهر از برت چو به فردا جدا شوم
    در خون خويش غرقه به دشت بلا شوم
    مخراش روي خويش و مکن موي خود که من
    شرمنده پيش بارگه کبريا شوم
    زينب چو اين شنيد به سر برفشاند خاک
    از دست و کرد بر تن خود جامه چاک چاک
    چون شاه دين به خاک درآمد ز پشت زين
    بنهاد روي خويش به شکرانه بر زمين
    هر جا فکنده ديد گلي ياسمين عذار
    هر سو فتاده يافت مهي مشتري جبين
    گفتي رسيده وقت که عالم شود خراب
    وز باد قهر کشته شود شمع آفتاب
 

منبع :مجله هنر و مردم ، دوره اول ، شماره های 5 و 6 اسفندماه 41  و فروردین ماه 42