Home
اصل و نسب طایفه دنبلی
تاریخ برمکیان
مشاهیر دنبلی
آثار بجا مانده
دانشمندان و شعراء
گالری عکس
تماس با ما
جستجو

 

 

 

 محمد تقی خان ملک الشعراء بهار

محمد تقی بهار ملک الشعراء

محمدتقی خان متخلص به بهار[1] وملقب به ملک الشعرا، بزرگمرد شعر و ادب و سياست و تاريخ معاصر ايران در سال 1304 درمشهد متولد شد. پدرش، محمد کاظم متخلص به صبوری که تخلص خود را از میرزااحمدخان صبورگرفته بود، ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود ودراعياد و مراسم مذهبی اشعاری را که به همان مناسبت سروده بود می خواند. محمدکاظم صبوری ملک الشعراء در سال 1255 در مشهد به دنیا آمده بود وی فرزند محمدباقر کاشانی است که از کاشان به مشهد رفته بود .مرحوم محمدتقی بهار در قصیده ای که در پائین صفحه می آید خود را از نسل میرزا احمدخان دنبلی متخلص به صبور و اصل و نسب خود را منتهی به آل برمک بیان نموده است .میرزا احمدخان صبور، پسر میرزا محمدعلی خان وزیر لطفعلی خان زند و برادرزاده فتحعلی خان دنبلی ملک الشعراء فتحعلی شاه متخلص به صبا،از نوادگان غیاث بیگ دنبلی پسر امیر صفی قلی خان دنبلی می باشدکه در زمان شاه عباس ثانی میزیسته و از خوی به کاشان رفته است. شرح کامل انتساب اصل ونسب طایفه دنبلی به برمکیان در بخش مربوطه و همچنین شرح سلسله دنبلی های کاشان در قسمتهای مربوط به غیاث بیگ،مرتضی قلی خان ، صفی قلی خان، آقا محمدضرابی و میرزا احمدخان صبور در بخش مشاهیر دنبلی جهت مطالعه خوانندگان محترم آمده و نیاز به تکرار در این بخش نیست.

محمدتقی خان که قريحه ای سرشار در سرودن اشعار داشت پس از درگذشت پدرش، هنگام ورود مظفرالدين شاه قاجار به خراسان قصيده ای سرود و از طرف شاه عنوان ملک الشعرا گرفته، جانشین پدرش در شغل ملک الشعرائی آستان قدس گردید.

ملک الشعرا بهار زبان و ادب فارسی و عربی را نزد استاد معروف زمان خود، اديب نيشابوری آموخت و در جوانی وارد فعاليت های سياسی گرديد. در آن زمان اختلاف بين محمدعلی شاه و نمايندگان مجلس شورای ملی هر روز بالاتر می گرفت. بهار مقاله ها و ترانه های بسيار به نفع مشروطه خواهان در روزنامه خراسان مشهد انتشار داد و به تدريج مشهور شد. در سالهای بعد به عضويت کميته حزب دمکرات خراسان درآمد و روزنامه نوبهار را که ناشر افکار حزب بود منتشر کرد. وی در مقالات خود بيش از همه به دفاع از آزادی زنان میپرداخت.

با درگرفتن جنگ جهانی و اشغال ايران توسط نیروهای بيگانه، محمدتقی خان که به نمايندگی مجلس شورای ملی انتخاب شده بود همراه ديگر آزادیخواهان تهران را ترک کرد و به هواداری از ارتش آلمان در روزنامه نوبهار مقالات تند نوشت و مظالم روسيه را برشمرد. ديری نگذشت که روزنامه توقيف و خود او به بجنورد تبعيد شد. با پايان گرفتن جنگ، ملک الشعرا بار ديگر به نمايندگی مجلس شورای ملی برگزيده شد. اما با روی کار آمدن رضاخان پهلوی و پس از گذراندن يک دوره چهارده ماهه در زندان، ناچار از فعاليت در صحنه سياسی کناره گرفت. پس از آن در حدود هفده سال به کار تحقيق و تدريس در دانشکده ادبيات تهران مشغول بود و آثار متعدد نظم و نثر به وجود آورد.

بهار در سال ۱۳۲۴  مدت چهارماه در دولت احمد قوام ( قوام السلطنه) وزارت فرهنگ را به عهده داشت و در همان سالها بر اثر ابتلا به بيماری سل بستری شد. آخرين فعاليت اجتماعی او رياست جمعيت هواداران صلح بود.
اشعار کلاسيک بهار بيشتر مضمونی سياسی و اجتماعی دارد و بازتابنده خشم و اندوه آزادگان از اوضاع نابسامان جامعه است. بهار در کار تحقيق ادبی و تاريخی نيز سرآمد بود. نوشته هايش، غير از آنچه در روزنامه و مجلات به چاپ رسيده، بيشتر آثاری تحقيقی در ادب فارسی است. سبک شناسی وی در سه جلد، دگرگونی و تکامل نثر فارسی را از آغاز تا طلوع مشروطيت مورد بررسی قرار می دهد. اين مجموعه که به منظور تدريس در دانشکده ادبيات فراهم آمد، هنوز از کتاب های درسی معتبر به شمار می رود. ترجمه چند اثر از زبان پهلوی به فارسی نيز از ديگر آثار علمی او است. بر اين همه، تصحيح کتاب های متعددی از آثار گذشتگان را بايد افزود. از جمله تاريخ سيستان و مجمل التواريخ که منابعی معتبر درباره تحولات سياسی ايران در اواخر دوره قاجار و اوان دوران پهلوی است.
ملک الشعرا بهار در تصنيف سازی نيز دست داشت. در دوران مشروطيت اشعاری با وزن های خاص برای آواز در دستگاه های موسيقی ايرانی سروده می شد. عارف قزوينی، مرد سياست، شعر، و موسيقی و خواننده آن عصر، به سرودن اين گونه تصنيف های سياسی و اجتماعی شهرتی خاص داشت. ملک الشعرا نيز تصنيف هايی از اين گونه بسيار ساخته است که از آن ميان " مرغ سحر" در دستگاه ماهور با صدای قمرالملوک وزيری، برجسته ترين خواننده زن ايران در نخستين دهه های قرن بيستم، شهرت و مقبوليتی فراوان يافت و به تدريج به نوعی سرود ملی و سياسی تبديل شده است:


مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن
زآه شرربار، اين قفس را برشکن و زيروزبر کن
بلبل پربسته زکنج قفس درآ نغمه آزادی نوع بشر سرا
وزنفسی عرصه اين خاک توده را پرشرر کن

ظلم ظالم، جور صياد آشيانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبيعت شام تاريک ما را سحر کن
نوبهار است گل به بار است ابر چشمم ژاله بار است
اين قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشين دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه ای تازه گل از اين بيشتر کن
مرغ بی دل، شرح هجران، مختصر مختصر، مختصر کن
 

ملک الشعرا بهار، نسب خاندان خود را در دیوانش چنین بیان میکند :

مولدم طوس و لیکن گهر از کاشان است                      نغمه آمد ز نی ، اما هنر از نایی بود

جد من هست صبور آنکه به کاشان او را                       با عم خویش صبا دعوی همتائی بود

میرسد از پس سی پشت به آل برمک                          و ین نسب آن روز اسباب خودآرائی بود

نایب السلطنه را بود دبیر مخصوص                               زانکه شیرین خط و شهره به زیبائی بود

با چنین حال شد اندر صف پیکار و جهاد                        که وطن دستخوش دشمن یغمائی بود

در صف رزم شد از غیرت اسلام شهید                          زانکه با طبع غیور و سر سودائی بود

سومین جد من از کاشان بشتافت به فین                     زانکه بی بهره از آلایش دنیائی بود

دومین جد من آمد به خراسان از کاش                          کاندرین مرحله اش بویه عقبائی بود

کار دنیاش بسامان شد از آن روی که او                        صاحب کارگه مخمل و دارائی بود

پسرانش همه صنعتگر و فرزند کهین                            کاظمش نام و به دل طالب دانائی بود

به تقاضای نسب گشت صبوریش لقب                          طوطیی گشت که شهره به شکرخائی بود

محمد تقی بهار در اول  اردیبهشت 1330 درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله شمیران بخاک سپرده شد. چندی بعد ساختمان کوچکی را بر سر مزار استاد بنا کردند و این ابیات را بر روی کاشی حک نمودند:

«عمری گذراندیم به کام دگران              ما در تشویش و خلق در خواب گران

القصه وطن را به دو چشم نگران           رفتیم و سپردیم به هنگامه‌گران»


1-  محمدتقی خان تخلص خود را از میرزا نصرالله خان شیروانی که بهار تخلص می نموده گرفته است. میرزا نصرالله خان در جوانی به هندوستان رفته و سالها در آن سرزمین اقامت نمود. ازشاعران دربار ناصرالدین شاه بوده و مدتی در مشهد و در منزل مرحوم صبوری ملک الشعرا پدر محمدتقی خان سکونت داشته . میرزا نصرالله خان در سال 1300 فوت نموده است.