Home
اصل و نسب طایفه دنبلی
تاریخ برمکیان
مشاهیر دنبلی
آثار بجا مانده
دانشمندان و شعراء
گالری عکس
تماس با ما
جستجو

 

 

 

 

 

امیر محمود خان دنبلی (خاور) 

 

امیر محمودخان متخلص به خاور فرزند محمد بیگ دنبلی و نواده شهبازخان دوم در سال 1151 خورشیدی در شهر خوی متولد شد.در ابتدا به تحصیل علوم ظاهری پرداخت و پس از مدت کمی به رتبه امیرالامرائی نایل گشت ودر دوره محمدشاه بیگلربیگی اصفهان شد.

محمدبیگ در زمان حکومت حسینقلی خان در خوی حاکم مرند بود لذا حسینقلی خان، محمودخان را به همراه مادرش و سایر اعضای خانواده به مرند فرستاد. او مدت چهار سال در کنار پدرش بود در سال 1168 خ.  از مرند به نزد دایی خود مصطفی قلی خان حاکم قراجه داغ رفت .در سال 1174 خورشیدی که حکومت قراجه داغ به ضمیمه تبریز به حسینقلی خان داده شد . محمودخان را به همراه خود به خوی آورده و خواهر خود را به عقد وی درآورد و در سال 1177 خ.  وی را به حکومت تبریز گمارد .

بعد از درگذشت حسینقلی خان ، ابراهیم خان دولو که مجری سیاستهای فتحعلی شاه در جهت تضعیف دنبلی ها بود ، محمودخان را مدتی در خانه اش تحت نظر قرار داد. فتحعلی شاه این کار سردار قاجار را تایید نکرد و خلعت و فرمانی برای محمودخان فرستاد که نوشته بود «جدت شهبازخان در جنگ آزادخان افغان به جدم محمدحسن خان خدمت کرده و من آنرا جبران خواهم کرد . تو در بهار که عباس میرزا به اتابیکی سلیمان خان اعتضادالدوله قاجار برای سرکوبی جعفرقلی خان به خوی لشکرکشی خواهد کرد باید دررکاب شاهزاده خدمات شایان یه انجام رسانی. » محمودخان در بهار 1178 خ.  با سپاه عباس میرزا پیشروی به سوی خوی را آغاز کرد .بعد از اشغال خوی به حکومت آن شهر تعیین شدو پیرقلی خان شامبیاتی قاجار نیز به سرداری خوی منصوب گردید.  دو سال بعد محمودخان به تهران احضار شد و خواهرش مهرنسا خانم که قبلا زن سردار سلیمان خان قاجار قوانلو بود جزو همسران فتحعلی شاه درآمد و خود نیز از مقربان دربار و ندیم شاه شد.مدتی نایب اول اللهیار خان آصف الدوله ایشیک آقاسی بود بعد سمت قوریساول باشی گرفت . به نوشته محمدتقی خان لسان الملک در ناسخ التواریخ مهرنسا خانم دو فرزند آورد و دوبار به زیارت مکه رفت اما فرزندان او نماندند.

در تصویری که در سال 1191 خ. بر دیوار تالار سلام نگارستان از شاهزادگان و رجال و سفیران خارجی کشیده شده بود تصویر  محمودخان نایب ایشیک آقاسی هم موجود بود.

در سال 1201 خ.  سفیری از طرف دربار عثمانی بنام نجیب افندی برای ایجاد حسن تفاهم با دولت ایران به تهران وارد شد و به همراهی و راهنمائی های محمودخان دنبلی که به امیر کبیر ملقب شده یود فتحعلی شاه را در کاخ گلستان ملاقات کرد و معاهده ای بین دو کشور به امضاء رسید .

 در دوره محمدشاه از رجال محترم دربار بود . در سال 1218 خورشیدی از طرف محمدشاه حاکم اصفهان گردید. زمانیکه وی حکومت اصفهان را داشته  محمدحسن اشتهاردی از ملازمان او بوده و محمودخان نوشته های خود درباره تاریخ دنبلی ها را بنام تذکره الدنابله تنظیم و جهت انتشار در اختیار اشتهاردی گذاشت .نسخه ای از این کتاب در کتابخانه مجلس موجوداست. همچنین کتابت برگزیده تحفة المومنین اثر حکیم محمدمومن بن عبدالرزاق توسط محمودخان انجام یافته موضوع این کتاب تداوی سموم است و شامل پنج فصل در تدابیر منع تاثیر سموم و احتراز از آن میباشد. دیگر اثر ایشان نگارش بخش دیباچه دیوان فضل الله بن عبدالنبی خاوری شیرازی بنام مهر خاوری است. نسخه ای از هر دو کتاب فوق در کتابخانه ملی ایران موجود است.  

عبدالرزاق بیک در نگارستان دارا درباره محمودخان می نویسد:«محمودخان نواده شهبازخان دنبلی از استادان علم و ادب، طالب هنر و صاحب جوهربود. بعد از اطلاع و استحضار از مقدمات علمی به علم حکمت و طب و تاریخ و شعر پرداخته در میدان آداب و فنون کمال بر اقران فائق آمده»

محمودخان شاعر بود و دیوان شعرش مانند دیوان انوری بغایت نیکوست . در بسیاری از فنون اطلاعات کافی داشت . محمود خان چندین پسر داشت از جمله امیر شهبازخان.

وی  در سال 1221 خورشیدی و در شهر اصفهان وفات یافت . نمونه ای از اشعار وی را نقل می کنیم:

ماند به تبسم لب یار                         این خنده که بی دهان زند صبح

زلف و رخ یار دید کز مشک                  سنبل بر سر عیان زند صبح

در محفل آسمان صبوحی                   از ساغر مه نهان زند صبح

بر غفلت اهل روزگار است                  هر خنده که در جهان زند صبح

بر فوج نجوم و ظلمت شب                  چون رستم پهلوان زند صبح

یا لشکر کفر را شبیخون                     مانند خدایگان زند صبح


 چیست آن آتش مه سیال است چون آب روان          آتشی محلول کآبی منجمد دارد روان

اختر است، اما نه این اختر که باشد در ظلام             آذر است، اما نه آن آذرکه باشد با دخان

 پیکری صافی چوآتش، گوهری صافی چو عقل          اخگری تابان چواختر، جوهری روشن چو جان

صاحب دوراست و دورش را تسلسل در عقب             همچو دور دولت شاهنشه صاحب قران

                                                                                                           تذکره دلگشا