Home
اصل و نسب طایفه دنبلی
تاریخ برمکیان
مشاهیر دنبلی
آثار بجا مانده
دانشمندان و شعراء
گالری عکس
تماس با ما
جستجو

 

 

 

فتحعلي خان صبا ملک الشعراء

 

فتحعلی خان صبا

فتحعلي خان ضرابی دنبلی متخلص به صبا فرزند آقامحمد دنبلی ضرابی، ملک الشعرای دربار فتحعلي شاه قاجار، پسر آقامحمدآقا و از خانواده هاي قديمي کاشان است. جد اعلاي وي غیاث بیگ دنبلي پسر صفی قلی خان ، از امرای دنبلی آذربایجان بود که بدنبال اختلافی که با برادرش مرتضی قلی خان پیدا کرد از خوی به  کاشان مهاجرت نمود. فتحعلي خان در کاشان بدنيا آمد و در آنشهر رشد نمود.تاريخ تولد او با استدلالي که محمدتقی خان ملک الشعراي بهار در مقدمه خود بر کتاب گلشن صبا کرده، سال 1144 خورشیدی است. در جواني به آقا فتحعلي شهرت داشت و از شاگردان حاجي سليمان بيگ صباحي بيدگلي بود. فتحعلي خان ابتدا از مداحان لطفعلي خان، قهرمان زند، بوده و از قرار معلوم ديواني در مدح اين شاهزاده دلير و بيباک داشته که بعد از واقعه قتل برادر ازترس جان آن را ازبین برده است. بعداز بقدرت رسیدن آغامحمدخان قاجار وي به گناه داشتن چنين ديواني مدتها مغضوب و متواري و دربدر بوده، تا در ايامي که بابا خان قاجاربه لقب جهانباني ملقب شد و از طرف آغا محمد خان به فرمانروايي فارس رسيد، به او نزديک شده است. بابا خان نيز، که خود شاعر و با سواد و طبعا مرد ملايمي بود، به تربيت و نگاهداري او پرداخت.

از مدايح صبا درباره لطفعلي خان قصيده مفصلي است که بعد از قتل پدرش جعفرخان و جلوس صيد مراد خان به جاي او، سروده و در آن از لطفعلي خان دعوت کرده که از بوشهر به شيراز آيد و دست دشمنان را از سلطنت کوتاه کند.

چند بيت از آن قصيده که به سبک و وزن قصيده انوري ساخته شده چنين است:

جانب بندر بوشهر شو اي پيک شمال            به بر شاه فريدون فر خورشيد خصال

خسرو ملک ستان لطفعلي خان که بود         ياورش لطف علي ، يار خداي متعال

بعد تقبيل حريم حرمش خون بگري               بعد تعطير غبار قدمش زار بنال

فتحعلي خان در سال 1175 خ. به تهران آمد و در جشن جلوس فتحعلي شاه بسال 1176 خورشیدی قصيده غرائي خواند که مورد پسند شاه افتاد و هر روز کارش بالا گرفت تا لقب ملک الشعرايي يافت و عنوان خان و منصب احتساب الممالکي گرفت. چند سالي هم حکومت قم، کاشان، ساوه و نطنز  را داشت، و بعد از حکومت دست کشيد و در التزام رکاب بود، و زماني هم به کليد داري آستانه قم منصوب شد.

میرزا صادق وقایع نگار در کتاب زینت المدایح ضمن بیان مختصر زندگی نامه ایشان مینویسد« علی ای حال اکنون ملک الشعرای با استحقاق والاستقلال است و لوای عزتش افراشته بذره جلال شاعری نیکو خصال است و سخنوری پسندیده افعال. شاعری ماهر است و در ترتیب قصاید و مثنویات بزعم فقیه و سایر سخنوران نکته گیر ساحر. ندیمی است حریف و حریفی است ظریف صحبتش غم از دل بزداید و منادمتش عقده ی کدورت از رشته خاطر بگشاید»

در اواخر سال 1186 خورشیدی بيماري و خشکسالي در قم افتاد و فتحعلی خان با اجازه و فرمان شاه به تهران آمد. او از طرف شاه يک سفر به آذربايجان و يک سفر به ترکستان ماموريت يافت و در سال 1191 خورشیدی که شاه براي شرکت در جبهه جنگ ايران و روس عازم آذربايجان شد، صبا همراه وي بود، ولي در چند فرسنگي زنجان بيمار شد و به تهران مراجعت کرد. در همين سفر بود که هنگام مراجعت، از شاه دستور يافت تا کتابي به وزن شاهنامه فردوسي بنام شاهنشاه نامه به نظم در آورد و فتحعلیخان آن را در مدت سه سال در چهل هزار بيت ( تعداد ابيات شاهنشاه نامه چاپي از 33 هزار تجاوز نمي کند ) به اتمام رسانيد و چهل هزار مثقال طلا صله گرفت.

در تصویری که در سال 1191 خ. بر دیوار تالار سلام نگارستان از شاهزادگان و رجال و سفیران خارجی کشیده شده بود تصویر فتحعلی خان ملک الشعرا بهمراه دو تن دیگر ازمشاهیر دنبلی، محمدصادق خان و محمودخان نایب ایشیک آقاسی هم موجود بود.

 در سال 1196 خورشیدی قحطي عظيمي در خراسان افتاد و صبا به سرپرستي هيئتي براي دادن اعانه، مامور خراسان شد و در سرماي سخت زمستان با زحمات و صدمات زياد به آنجا رسيد و وجوه و اعانه را بين نيازمندان تقسيم و به تهران مراجعت کرد.

فتحعلیخان پس از اين ماموریت با سمت پيشخدمت و نديم خاص و ملک الشعراء در دربار فتحعلي شاه بود، تا اينکه در سال 1201 خ. در سن  شصت يا پنجاه و نه سالگی، در تهران درگذشت. پس از فوت فتحعلی خان ملک الشعرا ، فرزندش محمد حسین خان متخلص به عندلیب به جانشینی پدرش  سمت ملک الشعرائی دربار فتحعلی شاه و محمد شاه و ناصرالدین شاه را به دست آورد. ,وی که علاوه بر شاعری در صنایع دستی نیز مهارت زیادی داشت و بسال 1227 خورشیدی، درسالهای سلطنت ناصرالدین شاه درگذشت و در شهر نجف مدفون است.  دیگر فرزند ایشان محمدقاسم خان می باشد که مقام نایب اول وزارت دول خارجه را داشته است. 

بنا به نوشته مرحوم تربیت، میرزا محمد ایروانی متخلص به حجت قصیده مفصلی در جواب قصیده فتحعلی خان از زبان سردار ایروان گفته . مطلعش اینشت:

ای صبا آمد صبااز کوی توبر این دیار                ازشمیمش خاک ما شدغیرت مشک تتار

شعر صبا

ملک الشعراي صبا شاگرد صباحی بود و در ادبيات فارسي تبحر، و به لغات عربی تسلط کافي داشت. وي اشعار زيادي از غزل و مثنوي و رباعي و ترجيع بند، سروده، اما هنر بزرگ او قصيده سرايي است. او در اين فن، در عين پيروي از انوري، داراي سبک و شيوه خاصي است که بعدا" قاآني و اديب الممالک فراهاني و بسياري از شعراي قرن سيزدهم، از آن سبک و شيوه تقليد کرده اند. صبا صنايع لفظي و معنوي را به دقت رعايت مي کند، حتي لغات و اصطلاحات نامانوس و نامتجانس را در چکامه هاي خود با مهارت زياد به کار مي برد.

فتحعلی خان، همانند مشتاق و آذر و هاتف و صباحی و عبدالرزاق بیگ، در جریان نهضت بازگشت ادبی نقش عمده ایفا کرد.پیروان این نهضت که ملک الشعراء بهار آنرا بازگشت ادبی نام نهاده، اعتقاد به بازگشت بشيوه استادان سبك عراقي و رها كردن شيوه هندي بودند. نهضت مذکور موجب گردید روح تازه ای در قالب شعر فارسي دميده شود. برخي از قصائد وی به درجه اي از قدرت كلام و انسجام رسيده و تا حدي در آن معاني دقيق و عبارات فخيم آمده است كه به درستي يادآور قصايد فصحاي قرن ششم است.

ديوان صبا شامل ده تا پانزده هزار بيت است. غير از شاهنشاه نامه، مثنوي دیگری به نام خداوندنامه در بيان معجزات پيغمبر اسلام و جنگها و دليريهاي علي اميرالمومنين، و دو رساله منظوم بنام عبرتنامه به تقليد تحفة العراقين خاقاني و گلشن صبا در اندرز به فرزند خود (محمد حسين خان ملک الشعراء، متخلص به عندليب) دارد. گلشن صبا از جمله بهترين اشعار صباست. اين اشعار به پيروي از سبک سعدي و بي اندازه پخته و ساده و روان سروده شده است.

شاهنشاهنامه

بزرگترين مثنوي صبا، داستان حماسي شاهنشاهنامه است که به سبک شاهنامه فردوسي و به همان وزن، در ستايش و ذکر وقايع پادشاهي فتحعلي شاه و مآثر آغا محمد خان و پدران آنان و جنگها و فتوحات عباس ميرزا با سپاهان روس و اندرزها و سایر موضوعات نوشته شده است.

اين داستان را معاصران بسيار ستوده اند، فردوسي شاهنامه را در مدت سي سال به پايان برد و اين استاد هفتاد هزار بيت را در مدت شش سال سرود. اما " در هفتاد هزار بيت، از مناقب آل رسول که بگذري، در اسلوب شاعري، الفاظ مغلق مشکل را، که فقط خواص و اهل علم و ادب و لغت از آن محظوظ مي شوند و اغلب اشعارش شامل آنهاست، از آن پيروي کني، هفت بيت که مثل يکي از سي هزار بيت شاهنامه باشد، نيست.

نمونه اي از گلشن صبا: موبد سالخورده

شنيدم يکي موبد سالخورد                در آن دم که روشنروان مي سپرد

تن پاکش از تابش آفتاب                    چو موم اندر آتش، چو شکر در آب

يکي گفتش: اي پير ديرينه روز            تن از تابش آفتاب به سوز

نبستي چرا در سراي سپنج              سپنجي سرايي پي دفع رنج؟

بناليد و گفتا: در اين روز کم                گر آسايش از سايه نبود چه غم

بزرگان چنين از جهان رسته اند           نه چون ما دل اندر جهان بسته اند

چو صاحبدلي بر جهان دل منه            به بيهوده گل بر سر گل منه

 

نمونه دیگری از اشعار فتحعلی خان:

شنيدم كه لقمان پسر را به مهر             به اندرز فرمود كه اي خوب مهر

مخور لقمه جز خسرواني خورش            كه تن يابدت زان خورش پرورش

بهر خطه اي خانه بنياد كن                    وزو خاطر دوستان شاد كن

بگفت اي پدر پند ممكن سراي               بگفت اي پسر سوي معني گراي

چنان لقمه بر خويش گير تنگ                كه در كام شهرت نمايد شرنگ

چنان جا كن از مهر در هر دلي               كه هر جا روي باشدت منزلي